مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1110

طب اكبرى ( فارسى )

هشتم ، آنكه ماده اندك‌اندك مستولى شود و پخته نگردد و طبيعت روز به روز به ضعف گرايد بىظهور تغير عظيم تا كه مريض هلاك شود و اين را « ذبول » و « ذوبان » گويند . و تحليل و ذبول ، مختص است به امراض مزمنه . هرگاه طبيعت عند البحران ماده را يكبارگى دفع نتواند كرد ، بسيار باشد كه از اعضاى رئيس دفع نمايد و به ديگر اعضا افكند و آن را « بحران انتقال » گويند . و او انواع است بعضى جيد بود و بعضى ردىّ : آنچه جيد است ، يرقان و خارش و قوبا و بهق است . و آن چه ردىّ است ، اورام و خراج‌ها و دبيله و طاعون و نمله و نار پارسى و آبله و اكله و خناق و برص و غدد و داء الفيل و لقوه و دوالى و تشنّج و وجع الورك و وجع الظّهر و وجع الركبه است . و بحران كه انتقال بدين اعلال [ يعنى امراض ] كند ، از آنش ردىّ گويند كه اصل مرض اگرچه دور مىشود ليكن بيمار به مرض ديگر كه بعضى از آن حادّه است و بعضى مزمن مبتلا مىگردد . و بحران انتقالى ، نمىافتد مگر آنجا كه ماده غليظ بود و قوت ضعيف ؛ زيرا كه اگر قوت قوى و خلط معتدل القوام و قابل الدّفع بود ، « بحران تام » مىافتد . و نشان تمامى بحران - جيد بود يا ردىّ - شدت قلق و اضطراب است يوم البحران و نشان نقصان او ، قلت آن . بيان بحران هر عضوى كه چگونه باشد ، آخر اين فايده گفته آيد . [ 1455 ] انتباه : هر مرضى را كه آخر به سلامت بود ، چهار مرتبه مىباشد ابتدا و تزايد و انتها و انحطاط . و بحران تام ، جز به وقت انتها نباشد و آنچه در ابتداى مرض افتد ، مهلك بود و آنچه در وقت تزايد افتد ، اگر جيد است ناقص باشد و اگر ردىّ است ، بيمار اندر آن بحران ، سخت بدحال باشد . امّا آنچه در انتهاء افتد ، تمام باشد ؛ پس اگر جيد است ، مريض يكبارگى از خطر بيرون آيد و اگر ردىّ است يكبارگى هلاك شود . امّا در وقت انحطاط ، نه بحران باشد نه موت و وقت موت ، ابتدا است و تزايد و انتها . و هر بحرانى كه در روز بحران افتد ، نشان سلامت باشد [ و ] آنچه پيش از آن افتد ، دلالت كند بر ردائت و بسيارى ماده و اضطراب طبيعت . بالجمله حركت بحران پيش از وقت انتها يا به سبب بيمارى و عاجزى طبيعت باشد يا به سبب خارجى كه طبع را بىهنگام بجنبانند چون عوارض نفسانى و اطعمه و اشربه ناملايم و بىوقت و هرگاه در روزى كه بحران نيك متوقع باشد و علامت پديد آيد